هرچند شهرهای دیگری از آذربایجان قدمت دیرین دارند لیکن تفاوت میانه در این است که به لحاظ وجود دژهای مستحکم طبیعی که همان صدها کوه و دهها رودخانه به ویژه رشته کوه قافلانتی (قیزیل بوندا) و رودخانه بزرگ قیزیل اوزن است، همواره به عنوان یک دیوار حائل بین سرزمین آنسو و اینسوی قافلانتی عمل کرده و دارای نقشی به عنوان دروازه ورود به تمدن های ماد یا ماننا یا کاسی و ... داشته است. تسخیر میانه به معنای تسخیر مابقی سرزمین بوده است لذا صیانت و حفظ میانه به معنای حفظ تمام سرزمین بوده است. ازیرا قابل پیش بینی است که این منطقه همواره پادشاه نشین و مرکز حکومتی باشد و دهها و شاید صدها قلعه در آن برپا گردد. اولی را از روی کتیبه ها و الواح و کتاب ها اثبات خواهم کرد و برای دومی همین کافیست که شهرستان میانه در منطقه شمالغرب کشور دارای قدیمی ترین و پرتعدادترین آثار باستانی است و دهها قلعه سالم و مخروبه دارد که قدمت آنها گاهی به 7000 سال هم می رسد که نمونه آن کوللو تپه در روستای چولاقلی است که به عصر کالکولیتیک و به محدوده 7 هزار سال پیش می رسد.

میانه چنان کهن است که اینجانب هزاره های پس از میلاد(2 هزاره) را عصر جدید می نامم و هزاره های پیش از میلاد (حداقل 5 هزاره) را هزاره های کهن میانه می نامم. لذا توصیف های این دو هزاره اخیر از میانه، مانند توصیف ابن حوقل از میانه در 1100 سال پیش بصورت شهری پرجمعیت و پررونق را جدید و نه چندان پرافتخار می نامم چراکه آنچه در ادامه خواهیم خواند، افتخاراتی بس بزرگ و کهن است که هنوز نخستین پادشاهی در سرزمین پارس (هخامنشی) تاسیس نشده بود.

از هزاره های دور میانه، تاریخ مکتوبی در دست نیست و تنها می توان به وجود قلعه ها و بناهای مخروبه با قدمت 5 تا 7 هزار ساله اشاره کرد. کشف مجسمه بز کوهی 7 هزار ساله در میانه نمی تواند برای اثبات قدمت شهر قابل اتکا باشد چرا که آن مجسمه ممکن بود در بیابانی لم یزرع و غیرمسکونی، مدفون شده باشد. حتی پل نیز نمی تواند موید یک تمدن باشد اما قلعه و بارو می توان دال بر وجود تمدن شهرنشینی باشد که تا امروز هیچ شهری در شمالغرب کشور آثاری به این قدمت و به این تعداد نداشته است.

اما میانه را در هزاره پیش از میلاد یعنی بین 3000 تا 2500 سال پیش از روی آثار مکتوب یونانی و بین النهرینی بهتر می توان شناخت. زمانی که میانه در اوج اقتدار بود و هنوز کوروش و داریوش وجود نداشتند و خواهیم دید که همین کوروش کبیر از نوادگان دیاکو، پادشاه میانه بوده است.

میانه در حدود 3000 سال پیش یکی از نواحی 12 گانه حکومت ماد و حساس ترین شهر آنها بوده است. زیکرتو بر این منطقه حاکمیت داشته و تخت جلوس او نیز میانه بوده است. مرز این سرزمین را قیزیل بوندا (قافلانتی) تشکیل می داده است. در الواح آشوری، مادای یا مادایا نام دارد که ورودی سرزمین ماد است. آشوری ها از دو هزار سال پیش از میلاد حاکم بر بین النهرین بودند و همواره با مادها و مانناها زورآزمایی می کردند. علیرغم توحش زیاد، علاقه زیادی به ثبت تاریخ داشتند و بسیاری از تاریخ ما را آنان به ما یادگار گذاشته اند.

طبق لوح شامشی آداد پنجم آشوری، در سال 820 پیش از میلاد، مورتارمیس آشور لشکرکشی گسترده ای به میانه کرد. آنرا به آتش کشید و غارت کرد و پادشاه قیزیل بوندا، پیریشاتی را شکست داد. در این لوح آمده است که پادشاه قیزیل بوندا حاضر به صلح نشد و جنگید و تلفات زیادی داد و شکست خورد و پادشاه آشور نام خود را در کتیبه ای در قلعه سیبار میانه حک کرد.

تندیس پیریشاتی شاه میانه (نصب شده در همدان)

این، نخستین ضربت آشوریان بر مادان بود هرچند مادها تا صدها سال بعد با تندی و کندی، در تاریخ حضور داشته اند. در سال 800 پیش از میلاد تقریباً تمام ماد تابع آشور شده بود.

ظهور قدرت اورارتو ها در اوایل قرن هشتم پ.م باعث ایجاد حائل بین آشور و ماد شده و تبعاً باعث تضعیف آشور در سرزمین مادها شده و باعث ظهور قدرتی بزرگ به نام ماننا ها شد. آنها در حدود سال 780 پ.م آشورها و اورارتوها را در این سرزمین شکست داده و جایگزین مادها شدند تا اینکه در سال 720 پ.م با شکست اورارتوها از آشورها، قدرت بلامنازع آذربایجان شده و حاکمیت آنرا از ارومیه تا دریای خزر و از ارس تا قیزیل بوندا بر دست گرفتند.

دیاکونوف، مادشناس برجسته روسی، به احتمال فراوان مرکز حکومتی ماننا ها را قیزیل بوندای میانه می داند که در همین حوالی دره قیزیل اوزن میانه، دیوک را به پادشاهی رساندند چراکه مانناها شورای مشورتی داشتند و حتی برای انتخاب شاه، نظر شورای مشورتی را مبنا قرار می دادند. هرودوت، پدر تاریخ، او را پادشاه مطلق ماننا می داند لیکن در الواح آشوری از او یک شاه جزئی در قلمرو میانه یاد می کنند. ادعای آشوریان مقبولتر است چراکه معاصر و عجین با مانناها بودند ولی هرودوت نسبت به مانناها هم دور بود (یونان) و هم دیر (حدود 250 سال فاصله زمانی).

در سال 737 پ.م تیگلت پادشاه آشوری مجدداً به میانه هجوم آورد و ناحیه جنوبی قیزیل اوزن را تسخیر کرد اما وارد حریم ماننا نشد تا در کنار اورارتو، دشمن دیگری برای خود خلق نکنند. با اینهمه ماننا سرزمین خود را تا سال 719 پ.م گسترش داد و مرکز حکومتی را از میانه به سمت شهری بین میانه و همدان بردند.

در این زمان دو سوی میانه دارای دو  شاه مستقل بودند: زیکرتو و دیاکو (دیاک). هر دوی این دو در عمل وابسته به پادشاه مانناها یعنی ایرانزو بودند. ایرانزو در سال 716 درگذشت و پسرش آزا بر تخت نشست اما بخاطر اتحاد او با آشورها، زیکرتو شاه میانه علیه او خروج کرد و او را کشت و دیگر پسرش را جای او نشاند. در این برهه، میانه در مرز آشوریان و ماننا قرار داشت اما تعلق سیاسی به مانناها داشت هرچند مستقل عمل می کرد.

در سال 715 پ.م سارگون، پادشاه آشور، علیه دیوک (دیاکو) به جنگ بزرگی برخاسته او را شکست داده و به سوریه تبعید کرد. یک سال بعد دوباره برای شکست زیکرتو به جنگ برخاست و سرزمین های سر راه را تسخیر کرد و با خیانت پادشاه ماننا، دو قلعه اصلی میانه به نامهای زیزی و زالا را به پادشاه آشور تسلیم کرد.

تا سالهای نزدیک به 700 پ.م آشورها بارها به سمت میانه یورش بردند اما صلابت مانناها هر روز مستحکمتر می شد چراکه بیش از نیمی از قدرت آشورها به مبارزه با اورارتوها تلف می شد و در تقابل دو دشمن بزرگ، خود به خود مانناها تقویت می شدند. در تاریخ سعوبیت و وحشیگری آشوریان چنان است که روی مغولان را سفید کرده اند. آنها حتی به گیاهان وحشی نیز رحم نمی کردند تا مبادا باقیمانده شهروندان از آن ارتزاق کنند. به هر روی در محدوده سالهای 700 پ.م  آذربایجان در اوج اقتدار و میانه در سوق الجیشی ترین نقطه قرار داشت.

بعد از دیاکو، پادشاه میانه، فرزندش خاشتاریتا به قدرت رسید و سرزمین خود را گسترش داد و نامش از نام پدر گستره تر شد طوریکه در کتیبه اول داریوش در بیستون نیز از او یاد شده است که داریوش می گوید بر من شورید. هرودوت به اشتباه نام این پادشاه (خاشتاریتا) و لقب او (فرائورت) را دو پادشاه دانسته است درحالیکه هر دو نام یک نفر است. در کتیبه های بابل نیز او را کشتریتی نوشته اند. خاشتاریتا نیز بنا بر قول هرودوت مانند پدر، شکست خورده و به سوریه تبعید شد.

باتوجه به اینکه در محدوده سالهای 715 پ.م آشوریان تا مرز میانه را در اختیار داشتند، بنا بر توصیف جغرافیایی هرودوت، مرکز حکومت خاشتاریتا نیز میانه بوده است.

از آن سو، مادهای ضعیف شده کم کم قامت راست کرده و حاکمیت خود را گسترده کردند و بین سالهای 673 پ.م تا دوره جنگ مجدد با آشورها در 625 تا 615 پ.م به یک قدرت بزرگ تبدیل شدند.

در این زمان میانه در مرز سه قدرت بزرگ ماننا از شمال، ماد از جنوب و آشور از غرب قرار گرفته بود و مستقل از این سه، در مقابل قدرت نمایی این سه مقاومت می کرد هرچند تعلق تاریخی و نژادی با مانناها و مادها داشت.

هرودوت محدوده حکومت میانه را کوجک ولی حساس می داند که توسط خاشتاریتا، فرزند (یا نوه) دیوک، گسترده شد طوریکه ماد و پارس را تابع خود کرد و بارها به آشوریان تاخت. هرودوت سلطنت خاشتاریتا را از 674 تا 652 به مدت 22 سال می گوید.

پس از خاشتاریتا، فرزندش هوخاشتارا به پادشاهی رسید. هوخاشتارا بین سالهای 625 تا 585 پ.م به پادشاهی رسید. هرودوت او را جسورتر و پرقدرت تر از پدر و جدش می داند طوریکه با لشکر عظیمی به نینوا، پایتخت آشوریان، هجوم برد و آنرا محاصره کرد. او تمامی سران اسکیت های آسیای میانه را کشت و بر 28 سال سلطه و هجوم آنان پایان داد و حکومت وحشی و بی رحم 1500 ساله آشوری نیز با اتحاد ماد و بابل و قدرت گیری مانناها سرنگون شد.

هوخاشتارا دختری داشت به نام آستیاگس که در یک وصلت سیاسی بین ماد و اقوام پارس، ازدواج کرده بود و از فرزند این ازدواج، کوروش متولد شد که بعدها پادشاهی هخامنشی را در آنسوی سرزمین مادها تشکیل داد.

هوخاشتارا سپس در سال 615 پ.م ماننا ها را شکست داده و مجدداً آذربایجان را به سرزمین ماد اضافه کرد و یک حکومت گسترده تشکیل داد و ثروت عظیم آشوریان چپاولگر را به دست آورد. از آشوریان تنها پایتخت آن در محاصره مانده بود که بالاخره در سال 612 پ.م شکسته شد و پیش از 600 پ.م برای همیشه آشوریان از تاریخ حذف شدند.

با آغاز قرن ششم پیش از میلاد، مادها با شکست آشورها و اسکیت ها و اورارتوها و مانناها، قدرت بلامنازع آسیا شده بودند اما با فوت هوخاشتارا در 585 پ.م قدرت مادها رو به افول گذاشت. سرزمین آذربایجان همواره محوریت اصلی مادها بود و میانه در طول هزاره های دور همواره نقش اصلی داشته است. اگر اکنون کهن ترین آثار باستانی شمالغرب کشور در میانه قرار دارند، بدان علت است که استحکامات میانه را استوارتر و محکمتر از دیگر شهرها می ساختند تا بتوانند در مقابل هجوم چهار سویه دشمن ها مقاومت کنند.

در اواخر دوره هوخاشتارا، زمانی که در 585 پ.م مادها دوباره بر میانه چیره شدند، کادوسن و کاسپین ها در میانه ساکن بودند. کاسپین ها همواره در یک ناحیه امن تر در شرق میانه تا دریای خزر سکونت داشتند اما خراج ده ماننا ها و مادها و گاهی آشورها بودند.

آذربایجان تا قرن های بعدی تحت حاکمیت مادان بود و نخستین پادشاهی اقوام پارس در 522 پ.م توسط کوروش نیز تاثیری در حاکمیت آن نداشت و تلاش های کوروش برای تسخیر آذربایجان بی فایده بود تا اینکه در یکی از حملات خود به آذربایجان، توسط تومروس خانیم سر از تنش جدا شد.

کوروش از پشت پدری، شاهزاده نبود لیکن مادرش همانگونه که ذکر شد شاهزاده ماد بود. پادشاهی ماد منطقه ای فقیر و محدود به اطراف استان فارس کنونی بود و تقریباً هیچ حکومتی به آن چشم طمع نداشت. این پادشاهی از ترکیب سه قوم محلی تشکیل شد. مادها با خیانت یکی از سرداران خود و همدستی مغ های ماد با هخامنشی ها، از هم پاشیدند ولی آذربایجان تحت حاکمیت پادشاهی پارس درنیامد.

برای رعایت حوصله خواننده عزیز، از اطناب کلام پرهیز می کنم.

تحقیق از: محمدصادق نائبی

 

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

دیدگاه‌ها   

Guest
0
با سلام
تحقیقات و موضوعات ارزشمندی هستند و معرفی وطن به اهالی آن مستلزم قدردانی است.
اما برای اعتبار بخشی به مطالب اگر با اصول علمی استناد به منابع انجام شود و فهرست منابع هم ذکر شود خواننده می تواند با اطمینان از آن استفاده کند و نیز شائبه آلودگی به تعصب از بین می رود.
ضمنا اگر در منابع دیدگاه های متفاوتی باشد مورد استفاده و اشاره شوند.
با آرزوی موفقیت
پاسخ دادن پاسخ به نقل قول
محمد صادق نائبی
+1
باسلام و سپس از دقت و مطالعه تان. این مقاله، مختصر و عمومی است و در مقاله اصلی به تفصیل تمامی منابع و مراجع ارائه خواهند شد.
پاسخ دادن پاسخ به نقل قول
فریبا
+2
جناب اقای مهندس مثل همیشه عالی بود.
پاسخ دادن پاسخ به نقل قول
حسین
+1
سلام
بسیار عالی
ممنون و دستمریزاد بابت تحقیق وارایه این مقوله ارزشمند وبینظیر.
مهندس لطفا مستندات ،رفرنس ومنابع مورد استفاده را قید نمایید.
پاسخ دادن پاسخ به نقل قول
محمد صادق نائبی
+3
باسلام و سپس از دقت و مطالعه تان. این مقاله، مختصر و عمومی است و در مقاله اصلی به تفصیل تمامی منابع و مراجع ارائه خواهند شد.
پاسخ دادن پاسخ به نقل قول
Ghorbone shoma
0
Thank you for sharing this beautiful insight into history of the Miana.
I hope you would also elaborate on the origins of name; mianaj, garmarood,....

Thank you
پاسخ دادن پاسخ به نقل قول
ali
0
سلام,ایامیانه قدیمی ترین مرکزاذربایجان بوده؟واینکه مرکزاذربایجان درادوارمختلف رابفرماییدممنون م.
پاسخ دادن پاسخ به نقل قول
محمد صادق نائبی
+1
در متن هم توضیح داده ام که میانه در یک برهه مرکز حکومت مانناها و مادها بوده و در یک برهه فقط یک حکومت محلی داشته است. قطعاً شهرهای دیگری نیز برای مرکز حکومت وجود داشته اند چه در اینسوی میانه و چه در آنسوی میانه. مثلاً شهر ارومیه (یا حوالی آن) مرکز حاکمیت اورارتوها بوده است. مرکزیت مانناها و مادها بسته به میزان گسترش حکومت آنها تغییر می کرده است.
پاسخ دادن پاسخ به نقل قول
همتی
0
ضمن عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما جناب آقای نائبی عزیز واقعا تحقیقات و تالیفات جنابعالی برای شناخت گذشته شهرمان و آذربایجان بسیار موثر است
از حضورتان یک سوال داشتم کلمه میا در اورمیا(ارومیه)و در میانا دارای یک معنی و مفهوم است؟ متشکرم
پاسخ دادن پاسخ به نقل قول
محمد صادق نائبی
0
باسلام. اورمیه مرکز اورارتو ها بود. نامش به اورارتو شبیه تر است تا به ماد.
پاسخ دادن پاسخ به نقل قول
مرسلی
0
باسلام و عرض ادب. بی شک این یک کتاب بینظیر با این موضوعست. علمی و مستند و بسیار غنیست. و باعث بسیار خوشحالیست که دانشمندانی چون حضرتعالی در این شهر وجود دارند. و نیز جاداره بخاطر امکان دانلود رایگان نیز تشکر خاصی کرده باشم. کامروا و پیروز گردید انشالا
پاسخ دادن پاسخ به نقل قول
محمد پروانه
0
خیلی ممنون از شما من مادرم کاغذکنانی هست در میانه و روستای چولاخلو ( به زبان ما و روستاییان) بقل روستای ما هست و کاروانسرای جمال اباد تا روستای ما حدود چند کیلومتر هست و من افتخار میکنم به اینکه مادرم میانه ای مخصوصا بخش کاغذکنان هست و اسم روستای ما باغجقاز سفلی هست و متاسفانه من پارسال دیدم که زیر یکی از کوه هامونو کندن
پاسخ دادن پاسخ به نقل قول

  11

Go to top
saeed_sol@yahoo.com