سوت قطار کشیدن همان و تخمه شکستن همان. راحت می شد برآورد کرد که نیم کیلویی می شود. 6 ساعت طول سفرمان بود و خیلی خوب پیش بینی و طراحی کرده بود که این مقدار تخمه آفتابگردان تمام مسیر را کفاف دهد و خدای ناکرده دقیقه ای خالی از تخمه نباشد. از روشهای مختلف تخمه شکستن معلوم بود که بسیار حرفه ای است و گاهی تخمه را از دور به دهان پرتاب کرده و بدون دست با حالتهای مختلف پوست آنرا استخراج کرده و با یک حرکت حرفه ای دیگر پوستش را گاهی به سطل آشغال و گاهی بیرون می اندازد.

همزمان با تخمه شکستن ، یک دستش نیز با موبایل بند بود و از اخم و لبخندهای مکررش می شد تشخیص داد که اکنون مطلب خنده دار می خواند یا جدی؟

از بد روزگار قطار توقف های زیادی برای عبور قطارهای مقابل داشت. تخمه ها تمام شد اما هنوز نیم ساعتی تا پایان خط باقی مانده بود. چشمهایش نیز کبود و تیره شده بود و وقتی من را بعد از 6 ساعت نگاه کرد انگار به یکباره از سینما به روشنایی بیرون آمده است. چند باری چشمهایش را محکم به هم فشار داد تا تعادلش بازیافت شود.

اولین جمله اش بعد از 6 ساعت سفر و 6 ساعت تخمه شکستن و 6 ساعت ور رفتن با گوشی این بود: این مملکت پس کی درست می شود؟ در ژاپن این مسیر را یک ساعته می روند. وقت مردم ارزش دارد. حساب کن 1000 مسافر هر کدام 1 ساعت وقتشان گرفته شود می شود 1000 ساعت اتلاف وقت.

خیلی تلاش کردم همکلام نشوم ولی نتوانستم و پاسخ دادم: هر وقت در سفر 6 ساعته در کنار 6 ساعت تخمه شکستن و تلگرام بازی کردن، 6 دقیقه هم مطالعه داشته باشی مملکت درست می شود. ژاپنی هم اگر وقت و زندگی طلایی اش اینگونه به بطالت می گذشت، هنوز با قطار رضاشاهی می رفت. 

انتظار نداشتم چیزی بگوید ولی گفت: من در تلگرام مثل شما مطالعه می کنم اما شما با کاغذ من الکترونیکی!

گفتم: اولاً اگر تخمه شما تمام نمی شد لب به اعتراض نمی گشودید. معلوم است که مشغولیت شما تخمه بوده نه مطالعه. ثانیاً یک نفر پیدا کن که با تلگرام و اینستاگرام به مرتبه علمی و هنری رسیده باشد. من و تو اجزای تشکیل دهنده این مملکت هستیم. من و تو اگر رفتار ژاپنی نداشته باشیم نباید انتظار داشته باشیم ایران هم ژاپن شود.

 

نوشتن دیدگاه

  25

Go to top
saeed_sol@yahoo.com