راستی! منظور نویسنده از این تیتر چیست؟ مگر قدمت میانه لااقل 7000 سال نیست؟ پس چرا عمر شهرستان میانه فقط 70 سال است؟ اولین فرماندارش که بود؟ یعنی واقعاً پیش از آن، فرماندار نداشت؟ مگر میانه، روستا یا بخش بود؟ پس واقعیت دارد که تا 70 سال پیش، میانه یک بخش تابع شهرستان سراب بود؟ آخر! چرا سراب؟ چرا تابع تبریز نه؟ آیا سراب بزرگ بود یا میانه کوچک؟ پس چطور در کتاب تاریخ و جغرافیای میانه آمده است که 2750 سال پیش، یعنی 170 سال پیش از هخامنشیان (نخستین حکومت پادشاهی ایران)، زیکرتو حاکم میانه بود؟

... در این مقاله میخواهیم به ابهامات و سئوالات بالا پاسخ دهیم تا با این اطلاعات، در تحقیق بعدی به مقاله فرمانداران تاریخ میانه برسیم:

 

تاریخچه اصطلاح شهرستان در تقسیمات کشوری

اصطلاح شهرستان در ایران به زبان امروزین، به معنای یک آبادی بزرگ (شهر) همراه با چندین آبادی کوچک پیرامونی (چه روستا و چه شهر)، قدمتی 70 ساله دارد و معادل با County در آمریکا و انگلستان است. شهرستان یک واحد تقسیم بندی کشوری است که ابتدا کشور ایران به چندین استان و هر استان به چندین شهرستان تقسیم می شود. ممکن است یک شهرستان خود به چند بخش و هر بخش به چندین دهستان هم تقسیم شود (ممکن است، نه قطعاً!).

دهستان، چندین روستا را شامل می شود اما بر آنها مدیریت و حمایتی ندارد و صرفاً در تقسیم بندی ها و مدیریت کلانتر، کار را آسان می کند.

مجموعه چندین دهستان، بخش را تشکیل میدهد. بخشدار در مرکز بخش که شهر تعریف میشود، بر دهستانها و روستاهای تحت پوشش خود مدیریت می کند.

مجموعه چندین بخش شامل روستاها و شهرهای پیرامون یک شهر مرکزی، شهرستان را تشکیل میدهد. فرماندار در محل فرمانداری مستقر در مرکز شهرستان نشسته و بر تمام شهرستان فرمان می راند.

مجموعه چند شهرستان، استان را تشکیل میدهد. استاندار در محل استانداری که در مرکز استان قرار دارد بر تمام جزء جزء شهرستان مدیریت دارد. او یک رئیس جمهور جزء در استانش است.

این اشتباه را نکنیم که استاندار یا فرماندار یا بخشدار، مقیاس کوچکی از وزیر کشورند. آنها مقیاس کوچکی از یک رئیس جمهورند. وزیر کشور حق ندارد بر کار وزارت نیرو یا وزارت ورزش سَرَک بکشد لیکن استاندار یا فرماندار یا بخشدار حق دارد و اصلاً وظیفه دارد بر تک تک ادارات و اداره کل ها نظارت و بازخواست کند.

مجموعه استان ها، کشور را تشکیل میدهد. در اینجا نباید انتظار داشته باشیم وزیر کشور، بر تمام اجزای کشور مدیریت کند بلکه او در محل وزارت کشور که در پایتخت قرار دارد بر استاندارها مدیریت دارد. لذا می توان چنین برداشت کرد که قدرت و اختیارات یک استاندار، گسترده تر از یک وزیر کشور است.

 

قایق میانه در تلاطم موج تقسیمات کشوری

در حکومت مادها و هخامنشیان، کشور به دهها جزء تقسیم میشد که هر یک را "ساتراپی" میگفتند که هر ساتراپی توسط ساتراپ مدیریت میشد. ساتراپ می تواند اکنون معادل استاندار تصور شود.

ساسانیان پیش از اسلام، کشور را به 4 "کستک" (کستک به ترکی یعنی برش) تقسیم کردند که شمال و جنوب و غرب و شرق بودند. به رأس هر کستک، شاه میگفتند وکشور چندین شاه داشت. شاه اصلی کشور را پادشاه یا شاه شاهان (شاهان­شاه یا همان شاهنشاه) میگفتند. هر کستک به چندین "ناحیه" تقسیم میشد که توسط مرزبان اداره میشد. هر ناحیه نیز به چندین "استان" تقسیم میشد که در رأس آن استاندار قرار داشت. ممکن بود هر استان به چندین شهر نیز تقسیم میشد لیکن جزء جزء شهرها دارای شهردار یا حاکم بودند با اختیارات فراوان. یکی از کستگ های چهارگانه، آذربایجان بزرگ بود(شامل حدود ربع ایران). یکی از ناحیه های کستگ آذربایجان، ناحیه ماد بود که به تنهایی شمالغرب کشور را شامل میشد(شامل استانهای شمالغربی). یحتمل، میانه استانی از ناحیه ماد بوده است نه جزو شهرستانهای ماد، چراکه بخاطر تنگه ای بودن و حساسیت جغرافیایی همواره بر روی آن مناقشه و حساسیت وجود داشته است و شکست آن، شکست شمالغرب بوده است چنانکه 200 سال پیش از هخامنشیان، زیکرتو حاکم میانه بوده و در همین ناحیه بود که کوروش کبیر که برای چندمین بار به آذربایجان حمله کرده بود، سر از تن­ش جدا شد و کشته شد یا در سده اخیر دو پل تاریخی قیز کؤپروسو و پردلیس را در میانه شکستند تا راه نفوذ بر منطقه را ببندند. علاوه بر آن، حضور هزاران ساله میانه بر سر راه جاده ابریشم همواره آنرا پراهمیت نشان داده بود.

با ورود اسلام، هر شهر دارای حاکم و هر "ولایت" دارای والی شد. چندین ولایت، تشکیل "ایالت" دادند و امیر آنرا مدیریت کرد.

در دوره صفوی هر ایالت به چندین "بلوک" (بؤلوک در ترکی یعنی تقسیم شده) تقسیم شد. هر ایالت توسط بیگلربیگی(خان خانان) اداره میشد.

در اواخر دوره قاجار با پیروزی جنبش مشروطه، همانطور که در مقاله نمایندگان تاریخ میانه اشاره شد، نخستین مجلس ملی ایران در سال ۱۲۸۵ شمسی تشکیل شد که از مصوبات آن، قانون تشکیلات ایالات و ولایات بود. ایران به 4 ایالت تقسیم شد به نامهای: آذربایجان، کرمان (و بلوچستان)، فارس (و بنادر)، خراسان (و سیستان). ایالتها دارای حکومت مرکزی بودند. 12 ولایت (مانند زنجان و همدان) نیز وجود داشت که دارای حاکم بودند و ممکن بود مستقل از ایالات باشند. همچنین اجزای کوچکتر کشور، بلوکات و ناحیه ها بودند.

تقسیم کشور بصورت فدرالی و ایالتهای خودمختار و با اختیارات حکومتی توسط مجلس اول ملی، برای کشوری با 2500 سال سلطنت و دیکتاتوری، بسیار خطرناک بود و کشور را به تجزیه می کشاند. از همین رو در زمان پهلوی نه تنها این تقسیم بندی تغییر یافت بلکه به مدت ده سال، مراکز استانها نیز حذف شد! به شرح ذیل:

در زمان پهلوی، در آبان ۱۳۱۶ شمسی «قانون تقسیمات کشور و وظایف فرمانداران و بخشداران» به تصویب رسید. اسامی واحدهای تقسیماتی و همچنین مسئولان واحدها تغییر یافت. براساس مصوبه‌ای برای نخستین بار، نامهای استان، شهرستان، بخش و دهستان، اسامی جدید واحدهای تقسیماتی گردید و کشور ایران به ۶ استان و ۵۰ شهرستان تقسیم شد. لذا اولین بار در سال 1316 شمسی است که اصطلاح امروزین شهرستان، تعریف می شود. هر استان مرکب از چند شهرستان شد و هر شهرستان مرکب از چند بخش و هر بخش مرکب از چند دهستان و هر دهستان مرکب از چند روستا.

طبق این تقسیمات، یکی از 6 استان کشور، استان شمالغرب بود که سه استان شمالغربی کنونی را تشکیل میداد. این استان پهناور تنها 7 شهرستان داشت به نامهای: تبریز، رضائیه، اردبیل، میانه، خوی، مراغه، مهاباد.

ملاحظه میشود که در نخستین تقسیم بندی رسمی و دقیق کشور، از مجموعه 50 شهرستان کنونی شمالغرب کشور، تنها 7 منطقه به عنوان شهرستان تعریف شده اند که بعدها 3 تا از آنها مرکز استان و 4 تا از آنها به فرمانداری ویژه تبدیل شدند. یعنی در نخستین تقسیم بندی کشوری نه تنها میانه تابع هیچ شهرستانی نبود بلکه وقتی یکی از 7 شهرستان شمالغربی کشور تعریف شد، شهرهای میاندوآب، مرند، اهر، سراب، خلخال، هشترود، جلفا، آستارا، مشکین شهر، پارس آباد و ... همگی تابع شهرستانهای اطراف بودند.

از طرفی در نظر داشته باشیم که در سال 1316 میانه یکی از 50 شهرستان کشور تعریف شد درحالیکه اکنون نزدیک به 500 شهرستان داریم. آن زمان میانه یکی از 20 شهر مهم کشور از نظر وسعت و جمعیت بود و بخاطر موقعیت خاص جغرافیایی در ورودی ماد کهن و آذربایجان کنونی و خاستگاه مردان برجسته سیاسی، اهمیت زیادی داشت. تا همان سال 1316 شمسی، 45 سال از 110 سال وزارت امورخارجه ایران را میانه ایها وزارت کرده بودند. یعنی نزدیک به نیمی از عمر وزارت امورخارجه را 3 وزیر میانه ای مدیریت کرده بودند. آن زمان از هر 120 ایرانی، 1 نفر ساکن میانه بود و از هر 100 ایرانی 1 نفر میانه ای بود.

در سال ۱۳۱۶، تنها به فاصله دو ماه از تصویب قانون قبلی، بصورت عجولانه و اشتباه، مجدداً اصلاحاتی در تقسیمات کشوری رخ می دهد و ایران به ۱۰ استان و ۴۹ شهرستان و ۲۹۰ بخش تقسیم می شود. جالب است که در این تقسیم بندی، مراکز استانی حذف شد تا در مقابل پایتخت قرار نگیرند! در این تقسیم بندی، استان شمالغرب به دو استان به نامهای استان سوم(شامل آذربایجان شرقی و اردبیل کنونی) و استان چهارم(شامل آذربایجانغربی کنونی) تقسیم شد. در این تقسیم بندی ملاحظه می شود که از 30 شهرستان کنونی آذربایجانشرقی و اردبیل تنها 2 شهرستان به نامهای تبریز و اردبیل تشکیل شده اند و میانه به عنوان یک بخش تابع تبریز و سراب یک بخش از اردبیل شده است.

از سال 1320، اختیار آذربایجان از دست حکومت پهلوی خارج شد. ورود ارتش روس همراه با ارتش آلمان و انگلیس به میانه، بمباران ایستگاه راه آهن و مراکز مهم و قتل عام مردم میانه، و استقرار آنها تا سال 1324 و به دنبال آن استقرار حکومت دموکراتها از سال 1324 تا 1325 ، و ورود محمدرضا شاه پهلوی به میانه در سال 1326 برای نشان دادن آرامش در این منطقه، نشان می دهد از سال 1320 تا سال 1326 میانه و آذربایجان نامتلاطم و ناآرام بود.

در اصلاحات بعدی، مجدداً بخش میانه به شهرستان تبدیل شد چندانکه در سال 1327، استان ما از 2 شهرستان به 9 شهرستان افزایش یافت شامل: تبریز، میانه، سراب، اهر، خلخال، اردبیل، خیاو، مراغه، مرند.

در سال 1340 نخستین بار در کنار 13 استان، 6 فرمانداری کل نیز ایجاد شد که فروتر از استانداری و فراتر از فرمانداری بودند. مانند فرمانداری کل همدان. در این تقسیم بندی نام استان ما نخستین بار آذربایجان شرقی شد.

در سال 1355 فرمانداری های کل به استان ارتقا یافتند و کشور به 23 استان شامل 163 شهرستان تقسیم شد.

در سال 1372 اردبیل از استان ما جدا شد.

مصوبات بعد از انقلاب اسلامی بسیار زیاد بود و قارچ گونه، صدها شهرستان و صدها شهر جدید تاسیس شدند که شخصیت و وقار شهرستانی یا شهری را نداشتند. شهرهایی با جمعیت زیر 500 نفر! و شهرستانهایی با جمعیت زیر 10 هزار نفر!

اکنون استان ما علیرغم انتزاع اردبیل، دارای 21 شهرستان و 62 شهر است.

 

آیا واقعاً میانه یک بخش تابع شهرستان سراب بود؟

آیا میانه یک بخش از شهرستان سراب بود؟ اگر بله! چرا؟ وگر نه! ریشه این شایعه کجاست؟ اگر اولین تعریف "بخش" در سال 1316 به وجود آمده، اتفاقاً دایره بزرگی از سراب و هشترود و اطراف خلخال و زنجان وابسته به میانه بوده اند. اما چرا چنین شایع شده است؟ تنها احتمالاتی که می رود یکی این است که طبق مقاله نمایندگان تاریخ میانه(لینک)، میانه و سراب و گرمرود در 15 دوره مجلس ملی دارای یک نماینده مشترک بودند. این مسئله نمیتواند دلیل بر برتری میانه بر سراب یا سراب بر میانه باشد. و دیگری اینکه قسمی از محال گرمرود سابقاً به نام دهستان بزگوش جزو بخش سراب و خود بخش سراب نیز جزئی از شهرستان اردبیل بود و این دهستان بعدها به میانه برمیگردد. شاید سوءبرداشت شده که میانه سابقاً جزئی از سراب بوده است.

مضافاً در تقسیم بندی معاصر، تا سال 1327 شهرستانی به نام سراب وجود نداشت درحالیکه 11 سال پیش از آن در نخستین تقسیم بندی پهلوی، شهرستان میانه یکی از 7 شهرستان شمالغرب کشور و یکی از 50 شهرستان کشور بود و سراب یک بخش تابع اردبیل بود. سراب در سال 1327 به شهرستان درجه 3 ارتقا و به فرمانداری تبدیل گردید و تا سال 1367 دارای فقط یک بخش آنهم بخش مرکزی بود.

شایعه بخش بودن میانه و تابعیت سراب بودن آن به مثابه همان شایعه نام کهن "سبا" برای میانه است!

 

ارتقای شهرستان میانه به سطح فرمانداری ویژه

پس از انقلاب اسلامی، شهرهای مدعی که چه بسا مانند مراغه و قزوین و سبزوار و نیشابور و ری روزگاری پایتخت ایران بودند، و حاضر نبودند تابع یک مرکز استان باشند، مدعی ارتقا به استان بودند. تمکین دولت و مجلس به آنها باعث تشکیل 8 استان جدید پس از انقلاب اسلامی شد و تمکین بیشتر باعث می شد تعداد استانها به زودی به 50 برسد! سیاست دولت احمدی نژاد در سال 1386، سیاست بینابین بود. او مشابه فرمانداری کل در زمان پهلوی، ابتکار فرمانداری ویژه را به خرج داد و شهرهای مدعی انتزاع از استان متبوعه مانند مراغه، خوی، شاهرود و ... را از فرمانداری به فرمانداری ویژه ارتقا داد و در عرض 6 سال تعداد فرمانداری های ویژه از تعداد استانهای کشور فزونتر شد.

فرمانداری ویژه، یک سطح مدیریتی دولتی است فراتر از فرمانداری و فروتر از استانداری. بعضی اختیارات استانداری به ایشان تفویض می شود و شخص فرماندار، علاوه بر فرمانداری، معاون استاندار نیز می شود و سطح مدیران بعضی ادارات مانند جهاد کشاورزی، آموزش و پرورش یا راه و ترابری به معاونت مدیرکل متبوعه ارتقا می‌یابد.

دولت یازدهم از سال 1392 ساز مخالف با این ابتکار را نواخت و تا مرحله لغو فرمانداری های ویژه پیش رفت لیکن آنسوی پنجره فرمانداری ویژه، تمکین به ایجاد دستکم 20 استان جدید در کمین نشسته بود و درصورت عدم تمکین، می بایست دود اعتراضاتی مشابه مردم قزوین را به چشم تحمل میکرد. لذا دست به عصا راه رفت و لااقل اگر این طرح را رد نکرد، دیگر هیچ فرمانداری را ویژه نکرد.

البته ناگفته نماند که تمامی تقسیمات کشوری از طریق مجلس یا مصوبات مجلس انجام می گردد ولی این فرمانداری ویژه مصوبه ای در مجلس دارد و مخلوق دولت احمدی نژاد است.

 

و اما فرمانداری ویژه میانه:

میانه چه در زمان 2 شرط از 3 شرط و چه در زمان 3 شرط از 5 شرط، حائز شرایط ارتقا به فرمانداری ویژه نبود و این کار تنها بخاطر دوستی و نزدیکی سیدبهلول حسینی، نماینده وقت میانه، با شخص رئیس جمهور و دریافت دستور از آقای احمدی نژاد در آذر 1391 اتفاق افتاد.(لینک دستور) که در فروردین 1391 به استان ابلاغ شده  (لینک ابلاغ)  و چند هفته پیش از انتخاب دولت یازدهم طی مراسمی با حضور استاندار وقت، فرمانداری میانه رسماً به فرمانداری ویژه ارتقا یافت(لینک خبر) و شاهین اقبال بر دوش فرماندار وقت میانه آقای خلفاپور نشست تا در ماههای پایانی خدمت خود، معاون استاندار شود.

 

در مقاله آتی به شرح فرمانداران تاریخ میانه خواهیم پرداخت.

محمدصادق نائبی

 

نوشتن دیدگاه

دیدگاه‌ها   

نوری ازکهن شهرمراغه
-1
سلام اتفاقامیانه بخش کوچکی بوده.به تاریخچه واهمیت سراب توجه کنیدمعلوم میشودکه میانه جزئی ازسراب بوده،سراب یکی ازشهرهای مهم اذربایجان بوده چون درمسیردوشهرتاری خی اردبیل وتبریزبوده،همچن ین درمسیرجاده ابریشم،کتیبه های اوراتویی نیزدراطراف سراب تاریخ کهن این شهرهست .گرچه الان ازاهمیت سراب بسیارکاسته شده.
ازطرف دیگربه شرق وجنوب میانه توجه شودتاچهل سال پیش جزئی ازخلخال بوده منظورم همان گرمرودوکاغذکنان هست.
پس اینکه شهرستان میانه ازنظروسعت بزرگترین شهرستان استان هست مربوط به به بعدازانقلاب هست وجداشدن بخشهای ازخلخال والحاق انمهابه میانه.
طبیعاانزمان شهرکوچکی مانندمیانه باچندروستانمیتو انست شهرستان باشد.
قبول داریم زمانی میانه بواسطه شاهراه ارتباطی رونق وپرجمعیت بوده انهم بین دهه های پنجاه تاهفتاد،ولی زمان پهلوی اول خیر.
ضمنامادرهرمقاله ای بغیرازمقاله جنایعالی جستجوکردیم دراولین تقسیمات رسمی کشوری 1316پهلوی اول دوشهرستان استان راشامل تبریزواردبیل ذکرکرده اند.
مراغه وارومیه هم دراستان دیگربودند.
پاسخ دادن پاسخ به نقل قول
محمد
0
همگان میدانیم قدیماخودسراب بخشی ازشهرستان اردبیل بوده پس میانه نمیتونه جزئی ازیه بخش باشه.بخش جزئی ازبخش نیست.مگراینکه میانه دهستان بوده که ابدااینطورنبوده.
واقعیتش اینه :میانه بخشی ازشهرستان تبریزبوده وسراب بخشی ازشهرستان اردبیل.
پاسخ دادن پاسخ به نقل قول
رضا جلوداری
0
سلام دکتر نایبی عزیز . مقاله حضرتعالی را خواندم اطلاعات ذیقمتی را دریافت کردم .از اینکه فرصت مطالعه وجمع اوری اطلاعات تاریخی شهرستان میانه را به دقت نگارش کردید .بی نهایت قابل تقدیر وستایش هست
پاسخ دادن پاسخ به نقل قول
Go to top
saeed_sol@yahoo.com