در کتابهای متعدد اروپایی ـ عربی، تعاریف خوب و بد، خوشآیند و ناخوشآیند و دلچسب و دلنچسب زیادی درباره میانه (و هر شهر دیگری) آمده است که تلخیص های زیر را برگزیدم تا اطاله کلام نباشد. قبل از مطالعه این بخش 2 نکته را در نظر داشته باشید:

1 ـ زمان نقل قول را بشناسید. آیا در دوره اقتدار مادها یا پیش از ایلخانی است یا بعد از هجوم مغول یا در زمان باجگیری و خراجگیری های سرسام آور صفوی و فرار مردم میانه به کوه و دشت است؟ اگر دوران افول و اوج را بشناسید، خواهید دید که نقل قول های ناخوشآیند مربوط به چه دوره ای است؟

2 ـ بعضی مورخان یا جهانگردان با اسب و قاطر هزاران کیلومتر راه میرفتند و در فرط خستگی به شهری یا روستایی میرسیدند که به کوچکترین اخمی، برمی آشفتند و از مردم آن شهر بد و بیراه مینوشتند. ما که اکنون در عرض چند ساعت با خودرو حرکت میکنیم و در محلی توقف میکنیم، گاهی بدون بحث و جدل نمی مانیم چه برسد به خستگی های دوران قدیم که 10 ساعت با اسب و قاطر حرکت میکردند. چنین بد و بیراه هایی برای مردم تبریز و اصفهان به وفور دیده میشود و خواننده باید در خواندن چنین متونی حواسش جمع باشد!

 

  • نوشته های اسلامی حاکی از آن است که میانه شهری آباد و خرم ولی کوچک بوده است. جالب آنکه در کتب تاریخی دوره اسلامی مانند حدودالعالم(372 ق.)، الممالک و المسالک و صوره الارض، قطب شهرهای این منطقه اردبیل بوده است و این عظمت تا زمان مغول وجود داشته است و از تبریز بعنوان شهری کوچک در کنار میانه و سراب و اهر نام برده می شود.
  • کلنل مونتیت/Monteith/ در سال 1833 در مقالة «گزارشهای روزانة سفری در آذربایجان» می نویسد: «رود آیدوغموش در نزدیکی میانه به قارلانقو می ریزد. ما به دهکدة شقاقینشین سید کندی رسیدیم. بر سر مالکیت این منطقه بین شقاقیها و افشارها اختلاف است. این محل فعلاً در اختیار شقاقی است».
  • کلنل استوارت/Stuart/ هم می گوید: «از میانه به آغکندرفتیم. محلی آباد و حاصلخیز و خوشآیند بود. اکثر دهات سر راه را محصور به دیوار و دژهای کوچک و ویرانه دیدیم».
  • کلنل استوارتانگلیسی در ادامه در مورد خاطرات روز 23 می 1836 می گوید: «در میانه بجای ادامه راه، در جانب ترکمنچای به روستای سوما رفتیم که اسعد افندی ـ سفیر عثمانی ـ در یکی از باغات آنجا چادر زده بود تا در هوای اینجا مداوا یابد.»
  • کنت دوسرسیدر سال1840 در مورد ترکمنچای می نویسد: «اطراف این ده آباد است و زمینهای زراعی زیادی دارد. جلگه ای که ترکمنچای در آن قرار دارد، پر از دهات کوچک است که با دیواره های گلی محصور شده و از دور منظرة جالبی دارد.»
  • اوژن اوبنجهانگرد و دیپلمات فرانسوی در حدود صد سال پیش در مورد میانه می گوید: «میانه در گذشته، کرسی شقاقیها بود اما اکنون دهستان وسیعی است با پنج هزار نفر جمعیت».
  • ابن حوقلدر قرن چهارم هجری یعنی بیش از هزار سال پیش در صوره الارض خود، میانه را پررونق و پرجمعیت معرفی کرده و فاصله میانه و اردبیل را 20 فرسنگ می نویسد.
  • یاقوت حمویدر قرن 6 هجری به میانه آمده و در معجم البلدان از میانه تمجید می کند.
  • حمدالله مستوفیدر قرن هفتم از میانه فقط بعنوان یک ده نام می برد. چراکه میانه بخاطر موقعیت خاص خود در حمله مغول به تل خاکی تبدیل شد و آثار شهرنشینی آن از بین رفت.
  • در کتاب تاریخ ایران زمین می خوانیم: در سال 873 هجری، ابوسعیدآخرین پادشاه گورکانی به قصد تصرف آذربایجان به میانه حمله کرد اما در این منطقه شکست سختی از اوزون حسن خورد و پس از دستگیری او را کشتند.
  • استخری درالمسالک و الممالک تنها، نام میانه را برده فاصلة اش تا اردبیلرا20 فرسنگ می نویسد.
  • حدود العالم من المشرق الی المغرب میانه را شهرکوچک،پررونق،آبادان با مردمان خوب می­نویسد.
  • تاورنیه(فوت 1689 م.) در سفرنامة خود هنگام عبور از میانه از یک پل سنگی نام می برد که رو به خرابی است. او از اقدام شاه عباس در سنگفرش کردن راههای مشرف به کاپلانتی (قافلانتی) تمجید می کند. او که در دورة شاه عباس کبیر به ایران آمده بود، می نویسد: «در اطراف کاپلانتی، آبادیهائی وجود دارد که به دربار شاه مالیات نمی دهند و اگر کسی جنایتی کرد و بدآنجاها پناه برد، هیچکس نمی تواند چیزی به او بگوید، حتی خود شاه!». البته تاورنیه معلوم نکرده است این کار بخاطر تقدس آبادی های این اطراف بوده است یا بخاطر دلیری و جنگجو بودن اهالی منطقه در مقاومت در برابر دادن مالیاتهای سنگین حکومتی. تاورنیه از هنر معماری کاروانسرای تازه ساز یا تازه تعمیر جامالآوا (همان جمال آباد) نیز تجلیل می کند.
  • شاردنمیانه را تحت عنوان دشتی وسیع، زیبا و خرم در آغوش کوهستانهای بلند توصیف می کند. او نیز به قلعة مخروبه ای در قلل قافلانتی اشاره دارد.
  • در نزهه القلوبکه بعد از حملة مغول نگاشته شده است، آمده است: «میانه پیشتر شهری بوده است اما اکنون به اندازة دهی باقی مانده است».
  • در تقویم البلداناز میانه بعنوان شهری کوچک و سرسبز نام برده می شود.
  • المشترکدر وصف میانه آنرا شهری بزرگ معرفی می کند که تا مراغه دو روز فاصله دارد.
  • شهاب الدین احمد قلقشندیمصری (821ـ756ق.) صاحب «صبح الاعشی فی صناعه الانشاء» در اللباب خود، با اشاره به بزرگان میانه می گوید: «گروهی از دانشمندان از این شهر برخاسته اند».
  • دیاکونوف، صاحب تاریخ ماد، میانه، دره قیزیل اوزن و نواحی جنوبی آنرا در 720 سال قبل از میلاد، متعلق به سرزمین مانناها می داند. دیاکونوف، در کنار فرماندهی گسترده مانناها در آذربایجاناز فرماندهی نیمه مستقلی در ناحیة میانه بنام «زیکرتو» نام می برد که برای حکومت مقتدر مرکزی اسباب مزاحمت است.
  • دکتر هنریشآلمانی که در زمان ناصرالدین شاه قاجار به میانه آمده بود، افسانة شاهزادة مغرور و متمکن قلعه دختر را نقل می کند.
  • کارریدر گذر از میانه در سال 1694 م. شهر را کاملاً خالی از سکنه ذکر کرده است. او مالیاتهای سنگین صفوی را عامل فرار مردم از شهر و متلاشی شدن کانون خانواده شان دانسته است. کارری امید دارد که بخاطر موقعیت استثنائی میانه، مجدداً مردم به شهر رو آورند. او در تجلیل از کاپلانتی (قافلانتی) می گوید: تا اصفهان چنین کوهی ندیدم.
  • ژوبردر کتاب مسافرت به ارمنستان و ایران خود در مورد 23 پل میانه(شهر کؤپروسو) می گوید: روی رودخانه میانه پلی بسته اند که 23 چشمه دارد. این پل خیلی خوب مانده است و به جاده سنگفرش منتهی می شود که از نظر ساخت به جاده های رومیان قدیم در ایتالیا شباهت دارد.
  • خانم ژان ماگر فرانسوی معروف به مادام دیولافوآکه همراه شوهر باستانشناس خود در سال 1881 میلادی به ایران آمده بود، در مورد میانه می گوید: «شهر کوچک میانه در زمانهای بسیار قدیم نیز در تاریخ وجود داشته است».
  • موریس دوکوتزهم در سال 1817 میلادی در بازدید از قیز کؤپروسو نوشته است: «کتیبه ای روی پل، منقوش است که می رساند 140 سال پیش یکی از اهالی قزوین آنرا مرمت کرده است. متأسفانه شکافی در پل دیده می شود که ممکن است در آتیه موجب سقوط آن گردد. ... بالاخره در کاروانسرای جامالآوا اتراق کردیم که520 سال از تاریخ بنای آن می گذرد و در نهایت استحکام پایدار مانده است». دوکوتز درباره قلعه ای زیبا در روستای ورزقان میانه می گوید: «این عمارت عالی متعلق به صادق خان بود که از معاندان سرسخت شاه قاجار بود و بارها با هم جنگیده بودند و عاقبت با حیله و خیانت کشته شد».
  • بارون فیودورکورفکه همراه محمدشاه قاجار برای تاجگذاری از تبریز ولیعهدنشین، عازم تهران شاه نشین بود، در گذر از میانه با تمجید از آثار تاریخی آن، قالی بسیار خوب میانه را می ستاید. فیودورکورف در سفرنامة خود از قول جغرافیدان معروف فرانسوی کینر(kinner) از میان شهرهای بین تبریز و تهران، فقط میانه را فوق العاده دیدنی معرفی می کند.

 

 

 محمدصادق نائبی @Msnaebi

www.Naebi.ir/82

 

نوشتن دیدگاه

Go to top
saeed_sol@yahoo.com